مهرداد چهارشنبه 17 آذر 1389 05:29 ب.ظ نظرات ()

نزدیك به سه هفته است كه جنگل های استان سرسبز گلستان می سوزند و این آتش سوزی همچنان ادامه دارد. دیروز هم خبر رسید كه آتش، 30 هكتار از جنگل های "ابر" در شاهرود را دربر گرفته و آن طور  كه دفتر استانداری سمنان اعلام كرده، وضعیت جوی و وزش باد بر میزان نگرانی ها افزوده و بیم آن می رود كه آتش، پهنه بیشتری از جنگل های گلستان و سمنان را دربر می گیرد.

به گزارش عصرایران؛ متاسفانه مسوولان مربوطه در استان های مذكور نیز اطلاع رسانی درستی در این زمینه نداشته و حتی بعضا شاهد آن بوده ایم كه كوشیده اند موضوع را به نوعی كم اهمیت جلوه دهند، كمااینكه صبح روز چهارشنبه، یكی از مقامات استانداری گلستان در گفت و گوی رادیویی، مدعی شد كه فقط برگ ها و شاخه های خشك در حال سوختن هستند و درختان آسیبی ندیده اند. وی همچنین گفت كه آتش مهار ولی دوباره احیا شده است!

اما فارغ از این قیل و قال ها، متاسفانه باید به تلخی گفت كه در همین لحظه ای كه شما در حال خواندن این مطلب هستید، بخش های وسیعی از جنگل های زیبای دو استان گلستان و سمنان كه به معنای واقعی "سرمایه ملی" اند در حال سوختن هستند و برغم شكست تلاش های انجام شده برای مهار آتش سوزی، مسوولان همچنان بر روش های قدیمی اصرار دارند و البته ابراز امیدواری كرده اند كه انشاءالله با بارش باران مناسب آتش نیز خاموش شود!

آتش سوزی در جنگل های گلستان و سمنان نشان داد كه مدیریت بحران و نگهداری از جنگل ها و منابع طبیعی در كشور تا چه اندازه فشل و ناكارآمد است والا حجم اولیه آتش آنچنان وسیع و عمیق نبود كه نتوان از عهده اش برآمد.

كمبود وسایل هوایی اطفای حریق، با توجه به جنگلی و بعضا مرتفع بودن منطقه را شاید از عمده ترین دلایل ناكامی بزرگ اخیر دانست.

در حالی كه در كشور ما، حجم عظیمی از بودجه ها، صرف مسایل غیرضرور مانند برگزاری همایش ها و بریز و بپاش ها می شود، برای حفظ و نگهداری از "جنگل های رو به زوال كشور"، بودجه چندانی در نظر گرفته نمی شود به گونه ای كه امكانات هوایی اطفای حریق در همان حد و حدود قدیمی و مستهلك باقی مانده اند و نتیجه اش هم همین می شود كه می بینیم: سوختن سرمایه های ملی جلوی چشمان بهت زده ملت؛ همین!

حالا جالب است كه در این گیرودار كه جنگل ها در حال سوختن اند، بعضی از مسوولان و كارشناسان به جای ارائه راهكارهای فوری و عملی برای نجات باقی مانده درختان، روشنفكرانه سخن از مقوله مهمی به نام فرهنگ سازی می گویند كه البته در جای خود سخن درستی است اما در شرایط فعلی به درد جنگل های در حال سوختن نمی خورد و باز صدالبته بعد از اطفای حریق نیز كسی به فكر فرهنگ سازی نخواهد افتاد تا آتش بعدی و پزهای بعدی و مصاحبه های بعدی!

با همه این اوصاف و ناتوانی موجود در اطفای حریق، به نظر می رسد راهكار فوری برای نجات جنگل های در حال سوختن درخواست كمك از كشور روسیه باشد.

چندی پیش، بخش های وسیعی از جنگل های شمال فلسطین اشغالی طعمه حریق شد. آتش نشانان اسراییلی، برغم تلاش های بی وقفه خود، نتوانستند از عهده حریق برآیند و آتش، تنها هنگامی مهار شد كه هواپیماهای غول پیكر روسی در هر سورتی پرواز 80 هزار لیتر آب و مواد خاموش كننده حمل می كنند، به كمك شان رفتند و در كنار یك فروند هواپیمای مشابه آمریكایی، توانستند آتش را به طور كامل مهار نمایند.

برای اینكه تفاوت هواپیماهای روسی با امكانات پروازی ایران مقایسه شود كافی است بدانیم كه هر هلی كوپتر اطفای حریق در هر پرواز خود، تنها 3 هزار لیتر آب حمل می كند كه حدود 27 برابر كمتر از هواپیمای روسی است، حال بماند سرعت و دقت عمل پرنده های پهن پیكر روس.
فراموش نكنیم كه هر هزینه ای هم كه برای اطفای حریق متحمل شویم، قطعا كمتر از هزینه آتش سوزی جنگل هایمان خواهد بود چه آنكه سالهای سال طول می كشد به جای درختی كه امروز می سوزد، درختی مشابه قد علم كند.

نكته دیگر آنكه در طول مدتی كه آتش در جنگل های كشور افتاده، ما رسانه ها، توجه چندانی بدان نكرده ایم كه خود این، هشداری است مبنی بر اینكه مقوله ای به نام محیط زیست در كشور ما همچنان غریب ومهجور است كه اگر سكوت خطبا و صاحبان تریبون و مسوولان را هم بدان بیفزاییم، عمق فاجعه بیشتر عیان می شود.

مروری بر سخنان مسوولان دولتی، نمایندگان مجلس، ائمه جمعه، رسانه ها و ... طی یك ماه گذشته نشان می دهد كه درباره مسایل غیرضروری كشور، مانند دعوای دو شخص سیاسی یا فلان جمله یك مقام مسوول، هزاران بار سخن گفته شده ، موضعگیری های آتشین شده و بگو و مگو برپا گردیده اما برای جنگل هایی كه دارند می سوزند و از بین می روند، سكوتی مرگبار با چاشنی چند  عكس و تیتر برپا شده است.
 این همان موضوعی است كه چندی پیش با عنوان "توزیع نامتناسب حساسیت ها" از آن یاد كردیم، آفتی كه ایران امروز گرفتار آن است و حساسیت های جامعه بر روی مسایل دست چندم متمركز است و موضوعات اصلی همچنان در بوته فراموش اند.

بعد از تحریر:
شاعر می فرماید: "گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ... آنچه البته به جایی نرسد فریاد است"؛ بنابراین زیاد امیدوار نباشید كه این مطلب یا مطالب دیگر تلنگری باشد برای برخی از مسوولان! بنابراین دعا كنید باران بیاید تا هم جنگل های گلستان و سمنان خاموش شوند و هم آلودگی هوای شهرها از بین برود و هم مسوولان بلافاصله بعد از حل این دو مشكل، كنفرانس مطبوعاتی بگذارند و با اشاره به موفقیت خود در اطفای حریق و پاك سازی هوای شهرها، منتی هم بگذارند و بگویند قابلی نداشت!